فانوس سرگردان

                                                        

  بی حاصل ...

 

 

خشکید در سایه درخت تنهایی ها بار نمی روید

به فصل بی برگی _  پائیزم بهار نمی روید

از خیال تو هم  ای گل  دستم کوتاه شد

بر دشت کویری سینه . حتی خار نمی روید

در آرزوی  آب سوخت  لب  چاک چاکم

در شوره زار بی حاصل چشمه سارنمی روید

داغم تازه ز گریه چون ابر و دریغ از ابر _سیه

نمی بارد باران به صحرا . لاله زار نمی روید

اندوه زردم بفلک کشید . سرش چون کوه

سبز نمی شود فصل دلم . علفزار نمی روید

فصلها برگریز همه . چه پائیز _ غم انگیزی

نسترن و بنفشه . گل و بوسه وکنار نمی روید

خسته خسته میشکند شیدا . ترا صدا میزند بانو

بهار بی رونق غربت  هیچ . ذره ای قرار نمی روید

 

جون دوهزار و هشت . م. شیدا ...///

 

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در ۱۳۸٧/۳/۱٥ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ توسط مهرداد شیدا . نظرات ()

آخرين مطالب
» غربت باد...
» گرگ زخمی
» کار دل...
» فواره آتش
» حسادت
» مهتاب هم تن ...
» آرزوهای دوست داشتنی ...
» پشت پرده...
» زخم...
» رهایم کن...
Design By : ghalebeweblog.ir