فانوس سرگردان

از دوست فرهیخته ام . شمس الدین عراقی ...

اسب زیبای سرکش مغرور

بیقراری مکن سوار از دور ...
 
ناشکیبا تر از تو می آید .
از نگاهی که می کنی پر شور ...
 
او فریباتر از تو می آید .
در دل شب به موج دریا تور ...
 
گر چه بالاتر از تو می آید .
دست حاجت که چشم شیطان کور ...
 
بی محاباتر از تو می آید .
شب که تاریک می شود بی نور ...
 
او چه بیناتر از تو می آید .
می نشینی به گوشه ای معذور ...
 
ساز تنها تر از تو می آید
می زنی باز نغمه ی ناجور ...
 
بی نشان بی دل آمد و رنجور

بی نوا دور می شود مجبور

 

 

 
اردکان 18/3/87  
 شمس الدین عراقی 

برچسب‌ها:
نوشته شده در ۱۳۸٧/۳/۳٠ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ توسط مهرداد شیدا . نظرات ()

آخرين مطالب
» غربت باد...
» گرگ زخمی
» کار دل...
» فواره آتش
» حسادت
» مهتاب هم تن ...
» آرزوهای دوست داشتنی ...
» پشت پرده...
» زخم...
» رهایم کن...
Design By : ghalebeweblog.ir