فانوس سرگردان

 

ناز نگاهت...

 

 


 
تو گرگ و میش غربت
                    اگه پرسه بزنم
نه بداهه ای پیدا میکنم
                    نه ترا
حالا دیگه هیچی بهتر از این نیست
که همه سکوتم را  فریاد کنم
سخنی تازه اگر نبود
مهم نیست
اینجا که هستم مهمترین است
زیرا دوباره آغاز شده ام
آغازی با نام تو
دلم گر چه تنگستان است
اما شیوه های بداهه مرا
نیم نگاهی انداخته ای
امروز هیچ نمیگویم
نام بداهه ام را میگویم و میروم
  اسم بداهه ام شد
ناز نگاهت


من  با تو آغاز شده ام هرچه بادا باد
خوش بحال باد


فوریه دوهزار و هشت م/ شیدا ...///



برچسب‌ها:
نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٢٢ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ توسط مهرداد شیدا . نظرات ()

آخرين مطالب
» غربت باد...
» گرگ زخمی
» کار دل...
» فواره آتش
» حسادت
» مهتاب هم تن ...
» آرزوهای دوست داشتنی ...
» پشت پرده...
» زخم...
» رهایم کن...
Design By : ghalebeweblog.ir