فانوس سرگردان

بانوی همیشگی شعر هایم ...

 

شعرم که میاد باید تنها باشم

 حتى از تنهایى هام تنها تر

 شعرم که میاد فصل رنگینی برگهاى پائیزه

 شعرم که میاد

 تو سرماى زمستون میان برف و باد نوشته هامو رها میکنم .

شعرم که میاد

 تو بهار عطر آگین نارنج میاد

 وقتی که شکوفه ها عاشقانه در باد می رقصند

 شعرم که میاد هوس آبتنی دارم

در تابستان داغ

توی رود نرم و آرام شمال ...

 شعرم که میاد باید تنها باشم

 حتی از تنهایی هام تنها تر ...

 

 اکتبر دوهزار و هشت ...///


برچسب‌ها:
نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٢۳ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط مهرداد شیدا . نظرات ()

آخرين مطالب
» غربت باد...
» گرگ زخمی
» کار دل...
» فواره آتش
» حسادت
» مهتاب هم تن ...
» آرزوهای دوست داشتنی ...
» پشت پرده...
» زخم...
» رهایم کن...
Design By : ghalebeweblog.ir