فانوس سرگردان

 

     سه شعر از سه شاعر ایران زمین 

 

 شمس الدین عراقی

 

 

 

 

 

معشوق

دست ما کوته ازآن زلـف دراز
ما سراپا اشتیاقـش او بــه ناز


بی وفـا معشـوق راه خــانه را
بستــه بـر ما بــر رقیبان کرده باز


قـصـه ی پــر درد مـا از هجـر او
شد عیان بر دیگران بر او چو راز


رو به خاموشی چو شمع بی فروغ
در نشیب افتاده مـــا او در فراز


گر چه او هم طعنه بر ما می زند
مـاحقیقت گفتــه او گفـت از مجاز


بی نشان بازت به شکوه شد زبان
بـی نیــازست او ز تو ، تو پر نیاز


اردکان 86/5/25

 

 

امید صباغ نو


 

امید صباغ نو


 

غزل 12  تقدیم به بانوی هفت شهر غزلم....

آهای – ماه من – چرا من از تو دور میشوم؟
   بگو که بی تو تا کجای شب مرور میشوم؟

همیشه پرسه میزنی تو در خیال خسته ام

بدون خنده ات ببین – که بی حضور میشوم

همین که زنگ میزنی ... تو زنده میکنی مرا

و با صدای تو دوباره پر غرور میشوم ...

ولی همین که قطع شد / دوباره انتظار و من !

چقدر انتظار ... انتظار ... ناصبور میشوم !!

و خط به خط تمام شعر – گریه میکنم – همین!

و لابلای سطرها ی گریه کور میشوم

نوای نای خسته ام – نمیرسد به گوش تو :

غزل غزل به ذهن شاعرت خطور میشوم !

دلم گرفته – حسّ ترس وُ وحشت نبودنت

اگرچه زنده ام ولی به فکر گور میشوم

 

 

تو ای تمام ماجرای عاشقانه من

 

بگو که تا ...کجا ...چرا من از تو دور میشوم ؟

امید صباغ نو...

 

 

 

 

 

 داغ ســـوخـــتن ...

 

نــدارد سر _ الفت  . آن لالـــه رو بـا مـــن
ز گـــریه سوختم  نی او . خنده رو با مــن

مرا قدر داد و دوست داشت و وعده ها داد

به وقت وعده .نه میلش روبــــرو بـا مـــن

نشاط دل درد مند ما . نگاه مهربانش بود

گلی بودم . شدم خارش . این آبرو با من

جرعه مینا چه سود در این شبهای تنهایی

دلم مینای او خواهد . دریغ از گفتگو با من

فریب نرگس مستش جهان در چنگ من آورد

نمیگردد فراموشم . چه کرد آن آینه رو با من

دگر انسی نمی گیرد دل با غیر او . هرگز

کو خاطر پریشم خواهد و خسته رو با من

شکسته برگ پائیزم .هوای نوبهاری کو

نظر بر رخ ما کن .چه رنگی زرد رو با من

چه فارغ از صفای ما بگذشت و . من شد

من اما ما ماندم  .  آن ماهـــرو با مــن

ز دید_ دل بین چو خواهی داغ دل بینی 

 دلی پاکباخته  و  بی رنگ و  رو با من

جان تابناکت برفت ازکف زبیدادش .شیدا  

بخاک ــ گور . اندر .این آرزو بـا مـن

ژانویه . 2006 .م. شیدا ...///

 

 

 

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱٧ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهرداد شیدا . نظرات ()

آخرين مطالب
» غربت باد...
» گرگ زخمی
» کار دل...
» فواره آتش
» حسادت
» مهتاب هم تن ...
» آرزوهای دوست داشتنی ...
» پشت پرده...
» زخم...
» رهایم کن...
Design By : ghalebeweblog.ir