فانوس سرگردان

 

 

سفر به آشفتگی باد ...

 

 

گاهی خود نمیدانم  چرا سر و کارم با باد می افتد

روز مرگی های غربت دچارم کرده است


سفری تازه میخواهد دلم


سفر به کهکشانهای سرزمینم ایران


سفر به ماه و اهورا


به سر زمین نام آوران و دلیران


شب مرگی های غربت هم حکایتهایی دیگر است


همین است که سر و کارم


به پریشانی های باد می افتد


همراه باد  چه اگر آشفته است چون خاطر من


سفری تازه میخواهد دلم


سفر به ماه ...سفر به شهرم


سفر به رویاهایم ...سفر به کودکی ها


سفر به بنفشه و ریحان

سفر به زرد کیجا ....

سفری تازه میخواهد دلم

سپتامبر دوهزار ونه ...م/ شیدا ...///

 

زرد کیجا = دختر زرد ..(به نوعی قارچ صحرایی گفته می شود به زبان بومی مازندران )


برچسب‌ها:
نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۱٤ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط مهرداد شیدا . نظرات ()

آخرين مطالب
» غربت باد...
» گرگ زخمی
» کار دل...
» فواره آتش
» حسادت
» مهتاب هم تن ...
» آرزوهای دوست داشتنی ...
» پشت پرده...
» زخم...
» رهایم کن...
Design By : ghalebeweblog.ir