پریشانتر از زلف تو

برای  بانوی همیشگی شعر هایم

 

پریشانتر از زلف تو

   

نمی آیی  با ما جفا هـــــم بکنی

در عهد ــ  و فا خطاهـــــــــــم بکنی

دوای ــ درد نکردی دردی دگر دهی

که ام  ز سر در گمی. جدا هم بکنی

ز اشک ــ خون دریاست دامن ــ صبرم

نمیآیی نگاه .محض رضای خدا هم بکنی

ز فتنه ــ نــــگاهت هر چــه باید  دیــــدم

با نگاهی دگر به طوفان رها هم بکنی

روزهای ــ غربتم از حضورت خالی است

بی خبر رفتی که مرا . تنها هـــــم بکنی

بی تو روز و شب را مو به مو گشته ام

بی نشان چنانی که فکر فردا هم بکنی

ز آتش فکندنت بجان . سوختم و خاکسترم

بسوزان از نـــــــو که رســــوا هم   بکنی

پریشانتر از زلف ــ تو بر دست ــ بادم بانو ...

بیا باز خون به دل ـــ  شیـــــدا هم بکنی

 

آگست دوهزار و هشت .../// 

گاهی  همه چیز را برای همیشه از یاد مبر

شاید  دل  بیقراری در انتظارش

روز و شب را می کاود مو به مو ...

 

 

 

 

 

 

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
دریا

با سلام به مهرداد [گل] ممنونم که پیشم اومدی [گل] ............... روزهای ــ غربتم از حضورت خالی است[گل] ....... مثل همیشه قشنگ و بدلم نشست [گل] آرزوی بهترین بانوی دنیا را براتون دارم [تایید] شاد باشی [گل]

ماتیلدا

سلام عمو مهرداد عزیـــــز... نمیدونم برای غیبت طولانیم منو میبخشید یا نه...؟![ناراحت] ... اینروزها و روزهای پیش درگیر دنیا شدم...حالا هم درگیر درس و امتحانای آخر ترم... راجع به وبلاگ ماه نخشب من هر کاری کردم نشد اسم هنی رو با اسم خودم جابجا کنم... این مدت هم که نبودم و پست نذاشتم...واقعا باید بابت بد قولیم منو ببخشید... قول میدم از بهمن ماه جبران کنم... فعال میشم...[لبخند][گل] سرزنده باید و پر امید[گل]

*•.*•. .• رها تنهای تنها •. .•*.•*

عموییی ایران خوش گذشت ؟؟؟ من شمارتو سیویدم اما گوشی قاط زدو اینقدر گرفتار بودم که دیگه اصلا فرصت نشد بیام نت و 2باره شماره رو بردارم خلاصه خیلی شرمندم . کم سعادت بودم که لا اقل نتونستم صداتو بشنوم [ناراحت]