حضرت عشق ...

و ساده ترین حرفها تقدیم  به وبلاگ ترانه های وحشی

 

امید است کاستی ها را ببخشائید

 

 

حضرت عشق ...

 

 

 

 

 من هستم ...وغربت

 می بارم  همچو باران

کاش     نبود دلتنگی

    نبود جدایی  نبود فاصله کوچه ای

 بهار و بهار نارنج در بهار آرزوهایم شکوفه می کند

.همچو  آئینه زلال است   در نگاه تو زلال تر از اشک بهم

خواهیم رسید در   صفای سپیده دم کوچه باغ

دنیا حقیر است بی تو و باتو............ چتری از ماه و ستاره   

 

   آنطرف_ پل _ نگاهم رویایی داشتم مهتابی  روشن

 خنده ای داشتم آفتابی و گرم

 خوابهایم گریخته اند

 

خواب بدون رویا :   کابوس می شود 

رویایی دارم پر از گل پر از رنگها ی سبز و سفید

 

 پر از کفشدوزکهای قرمز و  سیاه و زرد

 

پلی بود

 

 ایکاش فاصله من و تو    

                 و کوچه ای پراز بهار و بهار نارنج

 


jun  2010   . م. شیدا ...///
/ 1 نظر / 9 بازدید
فریبا

سلام. سپاسگزارتان هستم تقدیمی زیباییست که از راه دور دلم را روشن کرد هزاران درود و سپاس [خجالت][گل]