حسی از آن دست....


حسی از آن دست....  

 

نقاشی های هنری و زیبا ایمان ملکی




حس تو تداعی های مه گرفته غربتم را می ماند

نگاه کن نیلوفران سفید مرداب

آبستن دخترانی زیبا و چشم آبی هستند

دخترانی از جنس آئینه و بلور

پسرانی از تبار آریایی

وقتی تصورشان میکنم

احساس سنگی مرا

همچون نسیم نرم میکنند
طعم سکوتهای تو

چقدر از جغرافیای پلید اکنون فاصله دارند

پاک و اهورایی

حتی دلتنگی های تو از جنس این زمان نیست

حتی آواز های تو شکوهی دیگر دارند

متفاوت با همه چیز

سالهای رفته را افسوس بیهوده از دست د اده ام

وگر نه رشته سکوتهای عطر آگینت را

با دلتنگی های روستایی ام پیوند میزدم

و به تو می گفتم

سرخی انارستان آن حوالی

چقدر دلنشین و خوشمزه اند

و در آغوش جنگل بکرش چه آهوانی چرا میکنند

شاید وقتی بادها مسیر م را تغییر دهند

شاید وقتی بهانه مردانه ای پیدا شد

اما به دور از تفسیر های گناه آلود این عصر

با تو از همان دری سخن خواهم گفت

که اجداد آریایی و اوستایی ما بدان افتخار میکردند


طعم سکوتهای تو

چقدر از جغرافیای پلید اکنون فاصله دارند

احساس سنگی مرا

همچون نسیم نرم میکنند



ژانویه 2010 .../// م . شیدا ...///

 

 

/ 10 نظر / 7 بازدید
روح سرگردان

درود بر ساروی ریکای عزیز مطلب فوق العاده ای بودآفرین به شما ....ببخش اینروزها کامپیوتر ندارم و مجبورم گاهی بیام نت ...اما همیشه به یادتم...[گل]

ساروی ریکا .../// در جواب داشی عزیزم

درود داشی موضوع چیه ؟ اون لینک که گفتی قدیمی هست اگه منظورت اونه باشه ...اطاعت میشه ...///

نانسی

سلام گلم خوبی مهربان این روزها اصلن خوب نیستم دلم اشوبه و سرگردانم بدجور دعا کن خدا ارامش ابدی بهم بده دعام کن

سحرم

[گل]درووووووووووووووووووووود بر "م.شیدا" آدرس وبلاگ جدیدم!

داش آکل

درود شیدا جان کجایی عزیز.... http://www.backupflow.com/g.htm?id=9946

راوی پاییز

آتش برای من فقط آتش است و سکوت برای من فقط سکوت انسانم! ساکت چون درخت سیب گسترده چون مزرعه یونجه بارور، چون خوشه بلوط به جز خداوند چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود؟ «حسین پناهی»

ساروی ریکا ...///به داش آکلم

آقا درود ...گفتی و یه کاری انجام دادم و لینک رو پاک کردم . ولی خودم الان آدرسو ندارم چه جوری پیداش کنم اون زند و وکیل هم یکی از خاطره انگیزهاست عزیز اتفاقا سی دی شو دارم ...مثل اینکه خیلی هم سلیقه ایم در بیشتر موارد .. منم هستم زیر سایه معرفت خودت نه آدرسی ازت دارم و نه حتی آدرس ایمیلی به هر حال این نیز بگذرد مانا باشی عزیز ...///

داش آکل

پاینده بشی نازنین خصوصی

داش آکل

خصوصی

حسین پروند

درود .................................................................... تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را بر سفره ی رنگین خود بنشانم ات بنشین غمی نیست آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست همواره چون من نه ! فقط یک لحظه خوب من بیندیش -لبریزی از گفتن ولی در هیچ سوی ات محرمی نیست من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست شاید به زخم من که می پوشم زچشم شهر آن را در دستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست استاد محمد علی بهمنی ................................................................................ منتظر حضور سبز شما هستیم . من و چند کار کوتاه ِ کوتاه کارهاتون بسیار زیبا ست . آفرین ها نثارتان باد بدرود[گل]