زخم عشق...

 

 

زخم فال عشق

 

 

 

la belezza dell'essere 

سحر آمد و خواب در چشم من زنجیر شد

 

پا از این بیهوده شبگردیها. زمین گیر شد

 

نیست جز گزند  از زخم عشق در سینه ام

 

آن جوانی ها چه زود از ما گذشت و پیر شد

 

به خیالم   تو هم دل داده بودی  چون دلم

 

زهی خیال باطلی .ندانستم .دریغا دیر شد

 

همدمی جز خاطر بگذشته نی. خوابم بیادش

 

روزگاران بر باد و درد خواب  اینگونه تعبیر شد

 

تو بی من .  من با تو میمانم تا لحظه مرگ

 

این همان عشقی ست کز تو برایم تفسیر شد

 

شرط غمگینی تحمیل .بر من و بیچاره دل کردی

 

 بهار چهره ام  همچو ابر گریان پائیز دلگیر شد

 

خسته جان و خسته دل .اینجا دیار غربت است

 

بغض تلخی از نهان   با دیده ام در گیر شد

 

پیش تو سهمی نداشتم  از مهر و افسوس

 

دو چشمت جای عشق با مال  دنیا سیر شد

 

گر بریدی از من و پشیمانی از عاشقی بانو

 

قلب شیدا را  یاد عشقت تا ابد پی گیر شد

 

نوامبر 2009...///

 

 

/ 9 نظر / 13 بازدید
بابا عظیمی

باتو دنیا خوبست باتو من نفسه آینه را میشنوم و خدا را که دلاویز ترین عطر گل است باتو من میفهمم که شقایق چه گلیست دست تو بیشیه نور ونگاهت سبز چون جنگل دور در نگاه تو خبر از کوچ پرستوها نیست باتو بودن خوبس با تو من میفهمم که شقایق چه گلیست

بیدمجنون

از این پس در غروب ساکت شهر دل من بی حضورت گوشه گیر است...

داش آکل

داش شیدا عزیزم خیلی ممنون محبت کردی منظومه زیبای یلدای نازنینم رسید..[قلب] یلدا دایی جان یه روز مصلمن همه روز البته بهت افتخار میکنم مطمعن هستم یه روز..به اوجم میبری به همه میگم اون یدای داییه چندان دور نیست...تولد ستاره ای دیگر چشمک میزند. موفق باشی دختر نازم...منتظر نتیجه امتحانات هستم...[شوخی] خوشحال باش عزیز....چطوری..؟من چه میدونم قربونت برم.چه سوالهای سختی داری.خودت یه جوری راهشو پیدا کن...فقط من میتونم ..سلامتی..شادمانی را آرزو کنم که همیشه میزبانت باشند....[گل][قلب]

یلدا

آبى من هرگز آسمان را زيبا نديده بودم از اينسان چشم تو آسمان را قابی گرفته است ؟ يا آنکه آسمان آيينه دار چشم تو گشته است ؟ آبی هميشه وسوسه ام کرده است حتی ز آن پيشتر که چشمی در من شعر سياه گويايی باشد چشمی طلوع آبی دريا بود شايد هميشه هر سفر جست و جوی من انگيزه اش سراغ تو بوده است و آن آتشی که اينهمه سال می سوخت پشت مه يک شعله از چراغ تو بوده است چشمت به رنگ عشق ! روزی که رنگ لبخند نارنجی ست رنگ ملال ، خاکستری و رنگ عشق آبی نيلوفری که چيده ام از چشمت چتری بزرگ ترشده باشد شايد تا عشق در سايه اش به ناز بياسايد حسين منزوی[گل]

یلدا

درود شعر بی نهایتت رو نوشیدم نازنین شاعر مهربانی... سرودن در توست نفست شعر است و من از دم و بازدم های تو، هزار دیوان می نوشم سپاس از شعر زیبایی که برامون گذاشتی نیست جز گزند از زخم عشق در سینه ام آن جوانی ها چه زود از ما گذشت و پیر شد خسته جان و خسته دل .اینجا دیار غربت است بغض تلخی از نهان با دیده ام در گیر شد . . . همه گوش می شوم و دل... وقتی تو شعر می نویسی [گل]

یلدا

دایی جانم.. فدای اون دل همیشه گرمت ممنونم نه.. انقدر که شما خوب می بینید.. خوب نیستم اما سرشارم از ذوق... که دارمتون و از حمایتی سبزتون... خوابٍ هزار پروانه می بینم سپاسگذارم از تو و اون مهربون دلت کاشکی بشه بتونم مهرتون رو پاسخگو باشم نازنین پدرم.. شیدایی.. زحمت فراوان کشیدی بیشترها ممنونم از مهر اهوراییت [گل] خوب هستم کنار شما.. خوب می مونم این روزهای خوب... اگر هستند... اگر خوبند فقط و فقط بخاطر حضور مهرگونه شماست دوستون دارم بی نهایت [گل]

داش آکل

شیدا جان مثل همیشه زیبا..[گل] یلدای نازنین دایی..[گل] از سخن چون عشق می‌ماند ز ما پس رها کن خویشتن را در صدا چون صدا عشق است و پرواز است عشق در نهایت، جمله آغاز است عشق عشق جان است و جهانی در سخن وآن جهان آکنده از گفتار من من همه ذرات نورم در شتاب خود دلیلم بر وجود آفتاب لیک در من جز غمی بیدار نیست این سخن هم انتهای کار نیست...

ساروی ریکا...///

داشی عزیزم سپاس ...خوشحالم کخ منظومه زیبای دخترمون بدستت رسید جای خوشحالی و افتخار برای من است..اهورایی باشی مهربان...///