بداهه های آسمانی...


بداهه های آسمانی...      

 

 

 

در بداهه های اکنون


آفتابی خوانا تر میدرخشد


                             و ماهتابی از آن دست


که شب را ماهرانه تر از دریا بدام میکشد


اسب  وحشی زیبا ی من


نوبت عاشقی هاست


آماده شو


 راه درازی پیش روست


صبور بودم در  کنار لحظه های سخت غربت


خیال بودم


                           در سفر های رویایی سرزمین عشق


و لالایی های لطیف ترا 


                         از باد می شنیدم


میخواندی اما نه برای من


می رقصیدی 


                         اما نه برای من


نگاه میکردی اما نه نگاه بمن


می بوییدم من اما 


تمام آن لحظه های بکر و  آشنا را


اینک آغازی دیگر است


        اسب  رام شده تنهای من .


مویه های شبانه من


 شاعرانه ترین لالایی اکنون است


گوش بدار اسب سفید وحشی من


عطر پونه ها و شقایق هایی را


  که در باد رها کردی  دیده ام


چه چیز را از من پنهان میکنی


   ای شمع دمساز من ؟


طوفان بیگانه  نیستی


که چنین در پیچ و تاب شبگیر این ویرانه


                                  مرا رها سازی


در آستینم رازی  نهفته دارم


که برای همیشه ما را بس


پیراهن ارغوانی ات را

باد دریا


                 از سمت شرق همیشه پا برجا



                                                       آورده است .


آنقدر جای افسوس نیست اگر نیستی


پیراهنت بوی  عاشقانه شقایق میدهد


آنقدر هم نباید ناامید باشم زین پس


یک سیب  وحشی در لباس باد


بر این غربت ویرانه وزید



من شکننده تر از آینه هستم


مگذار به سنگ و آهی بشکنم 



سرکش بودن چشمان وحشی تو 


سرگرمم میکند



هنوز برگ و باغ را دارم از دستان پر سخاوت تو



هنوز یادم هست معجزه مسیحایی تو



یک ترانه هم  برآری از گلوی ناز آفرینت



در دل نیت زلالی دارم



 چون نفس نرم صبحگاهی رود


چون گیسوی تو بلند



چون چشمان تو عمیق



چون اندیشه تو ژرف


نوبت عاشقی هاست



ای برگ و بار پر سخاوت باغ



مگذار به سنگ و آهی بشکنم 




فوریه  2008 . مهرداد شیدا
/ 10 نظر / 7 بازدید
شهرزاد

سلام چه احساسات نابی دارید لطافت موج میزد... دوسش دارم هوووووووووووووووراااااااااااا پاینده باشید هم چون سبلان...

باباعظیمی

سلام مهرداد جان... پسرم میایی ادرس نمی گذاری منم نمیدونم کجا برم!!! این دفعه که ادرس گذاشتی خدمت رسیدم و تشکر.. ممنون پسرم..

دریا

با سلام به مهرداد [گل] ممنونم .... [قلب][گل][قلب][گل] نوبت عاشقی هاست ای برگ و بار پر سخاوت باغ [قلب][گل][قلب][گل] موفق و شاد باشی [گل]

شهرزاد

سلام احساس خوبی داره برام بانوی ابریشم پارسی خیلی برام قشنگ وجذاب که یه مرد درعین مرد بودنش چقدرمیتونه پاک و لطیف ببینه احساس کنه و روی کاغذقلم بزن وووو.... دلی رو بلرزونه [گل] دل قوی دارسحرنزدیک است در پناه یزدان بلند مرتبه...

شهرزاد

به روووووووووووزم منتظر نظراتتون پاینده

داش آکل

داش شیدا پاینده باشی عزیز....[گل] ای کویر خاطرم از یاد تو روشن من تو را روزی دوباره باز خواهم یافت و تو با دریای چشمانت خواب مواج مرا تعبیر خواهی کرد مریم اندیشه های بکر آتش خاکستر شبهای سودایی آشنای لحظه های درد و تنهایی ای شکوه قله های فکر کاش می شد شعر نابی از دو چشمت می سرودم یا که می شد تا نبودن با تو بودم ای نگارم ای ستاره درد من درد شکوفه در هجوم برف ناهنگام درد من درد نگاه کودکی تنها پشت ویترین عروسک هاست درد من درد تمام غنچه های کوچک فرداست درد من درد همانهایی که می گویند و می میرند درد من درد همانهایی که می میرند و می گویند بی تو اما ای ستاره قلب من تنهاست کاش می شد با تو شعر زندگی را می سرودم مریم اندیشه های بکر من تو را روزی دوباره باز خواهم یافت

فرزانه شیدا

سروده ای زیبا ودلنشین بود قلم اشعارت سبز ومانا باد وموفق باشید[گل][گل][گل][قلب]

باران

مگر غبار ِ آلوده ی این همه ناباوریِ خیال می گذارد دمی بی پرده ببینمت ؟!

ساروی ریکا .../// به داشی عزیز

عجبی شد داشی عزیز یاد ما کرد ...بعد مدتها قدمت روی چشم عزیز خیلی صفا آوردی ...سپاس از همه خوبی هات ...اهورایی باشی ...///

باران

اومدم بگم عید شما مبارک ... همین