بانوی غزلخوان...


 

بانوی غزلخوان ... 


 indian_squaw_2.jpg

        حجم یک نگاه ــ
                  خیس شده از عشق را میخواهم
                            در بعد از ظهر یک روز آفتابی پائیز .
نیامدی
تا از بارانهای خوشبوی برگهابگویی .
باور دارم
که گلواژه ـ غزلهای  تو 
تسکین ـ درد های ـ غربت من است .

که درد شاعر خسته ای چون مرا
        شاعره ای چون تو می فهمد
اینبار ...
از درختان کهنسال آزاد
برای ـ تو میگویم .


از برگهایشان که به گمان من
هزارا سال است
از شاخه های صبورشان می ریزند
تا یاد آور پائیز دل انگیز باشند .


عطر گیسوان تراهم
در لطافت برگریزان پادشاه فصلها
حس میکنم
به سینه میکشم
تسلیم هیچ چیز نمی شوم اما...
تسلیم آنچه که
از بوی دلاویز گیسوان توست
به مهمانی
خیس لحظه های گرم جنگل میروم .


غزل بخوان بانو
از گلواژه های ـ رها در نسیم ـ گلویت
تا برهانم خویشتنم را
ازلحظه های ـ  تلخ و حسرت ـ بار غربت


غزل بخوان بانو
غزل بخوان
باگلوی ـ خیس شده از ترانه های ـ رنگینت
من سر اپا گوشم
در این روز های ـ دل انگیز پائیز
غزل بخوان بانو ...


سپتامبر 2007 ...///
 
بهار در راه است لبهاتان خندان
اما  من از پائیز دل انگیز برای بانو گفتم
شما  به دیده اغماض بنگرید دوستان عزیز

 

/ 28 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساروی ریکا...///

ببین داشی اینهمه کامنت دوستان عزیز تو این پست بود عجیبه چرا همه ناپدید شدند اصلا چرا صفحه پیام خودمو نمی تونم تا انتها ببینم عجب بایا این پرشین دیگه با همه داره لجبازی میکنه چیکار کنم باید ؟؟؟؟؟؟؟

ساروی ریکا ...///

http://www.ripe.net/db/copyright.html برای داش آکل..

دریا

با سلام به مهرداد [گل]م ممنونم از لطفت ...[لبخند] اومدن بهار تر و تازه رو بهت تبریک میگم [گل] بهاری باش [لبخند]

آقا مهرداد مي تونم بپرسم اين آدرسي كه واسه داش آكل گذاشتين ، چي چيه؟!

ساروی ریکا...///

خب آدرس یه سایته دیگه برو بازش کن اگه سر در آوردی بما هم بگو ...مخلصم ...///[نیشخند]

من كه خارجكي نيستم عمو!

ساروی ریکا...///

عمو جون آی دی رو بده میخوام باهات حرف بزنم ببینم چی میگی عزیز..

[شوخی]يه سايت كه اين حرفا رو نداره عمو جووووووون!

داش آکل

ما هم آی آر کیو مون قد نداد.....[سوال][سوال][سوال][سوال]

داش آكل عمو خوابيد؟