از باغ چشمانت...

 

 

 

 

از باغ چشمانت ...


این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی


تو مرا می بینی


که بر یال باد آشفته ام


آشفته تر از گیسوی پریشان تو


این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی


ای غرور همیشه سبز پا بر جا


من همه سکوتهای دلم را


با تو قسمت کرده ام


حتی در نبودنت


و بیشترین سهم را


برای تو گذاشته ام


من شبیه کودکی شده ام


و تو ...شبیه بادبادکها در آسمان


دریا زیر پاهایت


جنگل پشتوانه دل انگیز تو


برای پرواز


و سهم من


همین غربت روز مرگی هاست


اینک که شعرم نمی آید


اینک که غزل ها به قهر رفته اند


تو بغض کبوترهای من باش


بغض دلنشین اوقات خستگی هایم


این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی


اما میدانی که من


از باغ چشمان خیال انگیز تو


هزاران خوشه انگور چیده ام


گذاشته ام که شراب شود


شرابی گوارا نوش


که حسرت های بیشمارم را


در شبهای سرد غربت


می تاراند ...


آری این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی


من مست از شراب چشمانت


شب را تا سحر


نجوایی دارم عاشقانه ...


این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی ...

می دوهزار و هفت ...م. شیدا ...///

 

 
/ 9 نظر / 23 بازدید
فریبا

درود بر شما و بر قلم توانایتان

فریبا

هیچ می دانی؟ در دنیایی که نان جان می گیرد مشاغل کاذب در رونق است تجارت عشق می کنند کاسبهایی که دکانشان تخته شده است

فریبا

روز میلاد بزرگ شاعر ایرانی سهراب سپهری گرامی باد

موج...

سلام خسته نباشيد كار زيبايي بود مرسي زنده باشيد با احترام آپم

یلدا

شیدای نازنینم.. عاشق این شعرتم.. تو مرا نمیدانی.. و من خواب هزار عشق می بینم با خوشه های یاد تو.. هزار عشق در خزانی که خاطره مهربانی تو را به دل دارد

شعر زلال

قابل توجّه زلالسرایان، علاقمندان، محققین، اساتید ، دانش آموزان و دانشجویان عزیز ادبیّات *** فروش استثنائی مقداری از کتاب « اولین های شعر زلال » به میمنت ظهور این ژانر جهانی و فرا رسیدن دوم بهمن ماه ( روز تولد شعر زلال ) با سلام و احترام فراوان، بروزیم با توضیحات دقیق و نمونه ای از زلالها http://www.sherezolal101.blogfa.com/

یاور

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشَت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟ ^^سهراب سپهري^^

فروغ حیدری

سلام دوست به نُت های آرامش می خوانمت ... دعوتی [گل]