داغ ســـوخـــتن

http://www.parsimusic.com/song.php?IdAlbum=366 

گل یخ

   Fire   داغ ســـوخـــتن      Fire

                       Window

نــدارد سر _ الفت  . آن لالـــه رو بـا مـــن 
ز گـــریه سوختم  نی او . خنده رو با مــن

مرا قدر داد و دوست داشت و وعده ها داد

به وقت وعده . نه میلش روبــــرو بـا مـــن

نشاط دل درد مند ما . نگاه مهربانش بود

گلی بودم . شدم خارش . این آبرو با من

جرعه مینا چه سود در این شبهای تنهایی

دلم مینای او خواهد . اگر یک گفتگو با من

فریب چشم مستش جهان در چنگ من آورد

نمیگردد فراموشم . چه کرد آن آینه رو با من

دگر انسی نمی گیرد دل   با غیر او . دانم

که او خاطر پریشم خواهد و خسته رو با من

شکستم چون خزان . هوای نوبهاری نیست

نگاه کن بر رخم .    همیشه  زرد رو با من

چه فارغ از من و ما بگذشت و  . من شد

من اما  . ما ماندم .  آن ماهـــرو با مــن

هر کسی داغ مرا از دیده دل بنگرد . داند

چه آهیست با من و دل ـ بی رنگ و رو با من

جان ــ تابناکت بر خاطــر او میرود . شــیـــدا

بخاک ــ گــور رود افسوس . این آرزو بـا مـــن

ژانویه . 2006 ...///

         

           

            

/ 56 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داش آکل

راستي مگه شما نگفتين زود مي خوابين؟ پس واسه چي اون ساعت كلي مونده به خوابتون خوب؟ [سوال][سوال][سوال] راست گفتم زود میخوابم .... ندرتن به 11 میرسه اون ساعت من نیست[نیشخند] پیدا کن پرتقال فروش را...[عینک]

حریم جانان

سلام با پوزش فراوان از تاخیر بالاخره پس از گذشت 4 ماه بروزم و با شعری به اسقبال بهار از استاد حسین منزوی کدام عید و کدامین بهار ؟ با چه امید ؟ که با نبود تو نومیدم از رسیدن عید تو نرگس و گل سرخ و بنفشه ای ورنه اگر تو باغ نباشی گلی نخواهم چید به زینت سر گیسوی تو نباشد اگر شکوفه ای ز سر شاخه ای نخواهم چید نفس مبادم اگر در شلال گیسوی تو کم از نسیم بود در خلال گیسوی بید به آتش تو زمان نیز پاک شد ورنه بهار اگر تو نبودی پلشت بود و پلید نه هر مخاطب و هر حرف و هر حدیث خوش است که جز تو با دگرم نیست ذوق گفت و شنید ز رمز و راز شکفتن اشارتی نگفت کسی که از دهنت طعم بوسه ای نچشید چه کس کشید ز تو دست و سر نکوفت به سنگ ؟ چه کس لبت نگزید و به غبن لب نگزید ؟ چگونه دست رسد با زمان به فرصت وصل مرا به مهلت اندک تو را به عهد بعید ؟ http://bahafez.blogfa.com

دایی جان

خان عمویی که شما باشید و دایی که ما باشین ...اول سلام... بعرضم خدمتتون خودت خان عمو در جریانات هستی ..ما مارکوپلو هستیم شبی جایی و روزی جایی ...ولی بزرگا رو نمی فراموشیم

دایی جان

خان عمو...سال نو هم داره از راه میرسه و ما اندر خم یک کوچه ایم...

ها شما خارجه هستين! واسه همين ساعتامون فرق داره ... نه؟[شوخی]

خان عمو شما چرا ساكتين پس؟

ساروی ریکا...///

درود عزیزان من .منو ببخشید اینروزا اصلا پای نت نمی اومدم .(بدلیل گرفتاری ) به به می بینم چه جولانی میدین اینجا خوبه حسابی تیراژ کامنتها رفته بالا ...ولی منکه به کامنتها اهمیت نمیدهم از نظر تعداد ... مهم اینه که دوست دارم شما خوبان من در اینجا با بحث و اظهار نظر به تفاهم برسین و باید بگم من هیچوقت و به هیچ عنوان در ذاتم نبوده که به کسی توهین کنم ... نازکتر از آنست دل من که ناروایی را نسبت به کسی حتی دشمنش تحمل کند ... مخلص همه تون . ...///

ساروی ریکا...///

چشم ما روشن حریم جانان ...بالاخره شما رو هم زیارت کردیم ...خوشحال شدم عزیزصفا آوردین ...///

ماتیلدا

[گل]سلام خان عمو مهرداد[گل] گر چه یاران فارغ اند از یاد من... از من ایشان را هزاران یاد باد... [گل]

ماتیلدا

[گل]ضمنا بی نام جان... شما مگه به خودتون شک دارین که هرکی هرچی میگه میگید ((با من بود...)) تو این کلبه هرکسی مهمان خان عمو مهرداد باشه واسه ما هم عزیزه.. شما خیالت راحت...[گل]