تا قله کوه...

به مهر درخشنده چشمان زلالت سارای نازنین

 

تا قله کوه...

 

 

من کنار خیال تو

 

تا تجریش  زیر پای کوه

 

 

سر بالایی عشق را می پیمایم

 

بین راه   چایخانه ای  حیاطی زیبا با حوض

 

 

تخته سنگی   آبشاری ....می نشتیم بر تخت چوبی

 

خاطره ها سبز می رویند

 

              از نقش انداز قالی

 

نیستی تا لبی تر کنیم 

 

یک استکان چایی داغ با قند پهلو

 

                                   جه می چسبد

 

فوریه 2008...///م. شیدا ...

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
راوی پاییز

چایت را بنوش نگران فردا نباش... از گندم زار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها "نیما یوشیج"

فریبا

یک استکان چای باطعم مهرم آرزوست[گل]

فریبا

ميخواهم با کسی بروم که دوستش دارم... نميخوام بهای همراهي را با حساب و کتاب بسنجم، يا در انديشه ی خوب و بدش باشم، نميخوام بدانم دوستم ميدارد يا نميدارد... ميخواهم بروم با کسيی که دوستش ميدارم.. برتولت برشت