شبی آریایی

 ...شبی آریایی ...

 

 


پاور چین پاورچین که بیایی

همه چیز روشن می شود

شبی است از شبهای هزاران ساله آریایی

جام می بر دست تو

جامی می بر دست من

و سرخی خوشرنگ انار را

   و طعم خوش شعر های حافظ و خیام را

جشن خواهیم گرفت

بر ما این جشن و سرور گرامی باد

 

م. شیدا دسامبر   ...///  2009

/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مطرود

حس مردگان را دارم... از گلهایی که گاهی برای خاکم میاوری بیش از همیشه سپاسگذارم... خویشاوند ... سکوتم را ببخش...خاک سنگین است.... سرد است... حالیم میکند این سکوت سرد که فراموش شدن قصه ی دور و درازی نبود... حس مردگان را دارم هنوز اما نفس میکشم انگار...! یکی یکی میشمارم... ستاره ها را... بلکه بیاید کسی... در این سکوت و تنهایی محض مردگان...فقط تو فانوست را برایم آویخته ای... خویشاوند... وقت آمدن برایم گل نرگس بیاور... من هنوز نفس میکشم... بوی باران میاید... ....

مژدهl

رفتنت هم غریبانه بود سلام زبان ساده عشق چشم به راه نگاه پر مهر شماست با یک پست ویژه برای عزیز که دیگر بین ما نیست

shima

اشک یا باران چه فرق می کند وقتی چشمهای تو پاییزی است؟

سکوت....

سلام.... میدانم که برق تزئینات درختچه کاج به گرد سفره هفت سین خودمان هم نمیرسد میدانم که تاریخ خورشیدی خودمان را از اعدادمیلادی بیشتـــر دوست دارید .... میدانم که عمونوروز عزیزتراست از پاپانوئل .... میدانم که جمعه را به یکشنبه عوض نمکنیــــد ..... میدانم ....! اما..... سال نوبه عدد میلادی با درختچه کاج و تعطیل یکشنبه برشما مبارک بـــــــاد .......[گل]

بیدمجنون

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز... چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود...

آیه ای از زمین

من بی گناهم عصای کورم در حسرت قدم هایم و ساعتم کوک همیشه به وقت بازگشت به من چه مربوط اگر خیابان ها دنبال هم می دوند و جایی برای پیچاندنم پیدا نمی کنند وقتی روی همه ی دیوارها نوشتند سر زدن ممنوع جیب سوراخم جای عقده هایم نمی شود به من چه مربوط اگر با نشان انگشت هایم مترسک ها از سایه ی خودشان می ترسند و رنگ پریده ی صورتم دلهره به جان تمام نقاشی هایی می اندازد که می خواهند روی دنیایشان رنگین کمان باشد روی لب حرف های پوچ کم کم دود می شوم و ته مانده ام را زیر پا خاموش می کنند ولی نمی دانند برگ های زرد ریخته سهمی در تداوم درخت دارند من بی گناهم تا شمارش معکوس این شعر به پایان نرسیده ورقم بزنید به اولین برگ

سکوت....

سلام....! آمده ام تابایک شاخه گل برسم ادب شمارا فرابخوانم به تولد " مرگ سکوت"....... ....[گل]

ابوالفضل دادا

با سلام اطلاعیه : خبر تولّد شعر جديد بنام « زلال » در دوّم بهمن 1388 كليك : www.dadazolal.blogfa.com ___________________________ زبان نو و ساختار شكني در شعر ( جرّاحي و عمل ) ( بخش دوّم ) كليك : www.dada6.blogfa.com

روح سرگردان

درود بر ساروی ریکای عزیز در بند مشکلاتم ...آنگونه که کوه طاقتم را خاک کرده است...ممنون از لطف شما...چند تا شعر آخرم رو در آدرس زیر میتونید بخونید...ودعا کنید برایم به زودی بتونم برگردم...[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]