میراث خواب

 

 

 

 

                                میراث خواب

 

 

           دوش خواب دیدم

 

 

         یک دستم به خورشید است

 

دست دیگرم ماه را لمس میکند

 

ذهنم رها شده   

 

                بین خورشید وماه و زمین

 

  برای تاریخی شدن یک میراث کهن سند می نویسد

 

سندی منگوله دار و ششدانگ

 

از صدای بهم کوفتن درب حیاط زنگ زده بیدار شدم

 

دستانم نه به خورشید بود و نه به ماه

 

اینجا در گوشه ای از کره زمین

 

یک قطره جغرافیای رهن در اجاره سهم من است

 

دزدان گنجینه های تاریخی

 

میراث پدرانم را به تار اج برده اند

 

به آنچه که یغما رفته است

 

چگونه افتخار کنم ؟

 

آگست 2013..م. شیدا...///

/ 5 نظر / 5 بازدید
فریبا

درود گاه درد می تراود از شیرینی و شیوایی شعری تلخی یک واقعیت سر بر می آورد میراث به تاراج رفته ی یک ملت باورهاییست که در هوایش اوج می گرفتند قلمتان نویسا

صفورا

درود بر احساس ناب و پاک و زیبایتان مهربان احسنت[گل]

دريا

درود بر مرد اهوارايي از ستاره گان اسماني حذر بايد كرد ستاره گان زميني دوست داشتني تر هستند برقرار باشي [گل]

یلدا

ما خواب می بینیم... و آنها در بیداری به جهانمان... به قلبمان دستبرد می زنند... و ما.. همچنان... بی صدا... روی زمین... و گاه با ناله ای... در زیر زمین!!! درود بر تو مهربانِ شاعرم شیدا [گل]

bidemajnon

محشرررررررررررررررررررررررررررره خیلی زیبا بود ....تبریک میگم یه دونه ای به خدا