ضرب المثلهاى مشهور ایران

 

ریشه ضرب المثل


( آدم بِشو نیستى )


پدرى با پسرى گفت به قهر



که تو آدم نشوى جان پدر

...

حیف از آن عمر که اى بى سر و پا


در پى تربیتت کردم سر


دل فرزند از این حرف شکست


بى خبر از پدرش کرد سفر


رنج بسیار کشید و پس از آن


زندگى گشت بکامش چو شکر


عاقبت شوکت والایى یافت


حاکم شهر شد و صاحب زر


چند روزى بگذشت و پس از آن


امر فرمود به احضار پدر


پدرش آمد از راه دراز


نزد حاکم شد و بشناخت پسر


پسر از غایت خود خواهى و کبر



نظر افکند به سرا پاى پدر


گفت ، گفتى که تو آدم نشوى

 

تو کنون حشمت جاهم بنگر


پیر خندید و سرش داد تکان

 

گفت این نکته و بیرون شد از در

 


"من نگفتم که تو حاکم نشوى

 

گفتم آدم نشوى ، جان پدر


جامى..

 /////////////////////////

حافظه ماه را...


سنگ مینداز میان آب

مگر حافظه ماه را از آب می توانی گرفت

ماه می رقصد در آب

من آواز شبانه دارم در باد

هیچ به هیچ هم که باشد

گندم صد ساله کاشتم

تا باد  درو کنم

هر طرف را بنگری

بداهه های من

آشفته تر از هیچ و باد و گندم است

 باورکن لیلی

حافظه ماه را در آب دیده ام ...


سنگ مینداز

آب می شکند ...ماه میشکند  دلم می شکند

حافظه ماه در آب می ماند

اکتبر 2014...///


 

 

 

 

/ 9 نظر / 20 بازدید
...///

سنگ مینداز در آب دلم میشکند...///

maya

[گل]

شمس الدین عراقی

دوست بسیار عزیزم جناب مهرداد سلام اول از همه آن که آن بداهه ی زیبا را با جان و دل پذیرایم و بنده ی بی نشان خودش را لایق ای همه مهربانی نمی بیند. و بعد اینکه سروده ی حافظه ی ماه خیلی لطیف و دلنشین بود پیروز باشی

...///

پائیزانه... یک ابریق گلی بوریایی قدیمی زیر درختی برگریز میخواهم بداهه بسرایم شراب سرخ را برای روزهای دلتنگی غربتم چقدر غم پائیزی فراوان است دوست دارمشان پرشور فصل زیبای رنگین من هزار غمزه و رنگ میریزد جای پای من خالیست بر برگفرش زرین درختان بلند قامت وطنم اکتبر 2014...///

...///

پادشاه فصلها... هزاره های پادشاه فصلهاست برگهای زرین پائیز این وسیع ترین همهمه باد و برگ چه نگارم بر دفتر سفیدم کجای پائیز زیبا را کجای اینهمه رنگ را کجای اینهمه برگ را درکنارم نیستی تا بدانی پر از وسعت دلنشین برگم پر از رمز و راز و قصه سر شار از تازه های نگفته همچو پائیز دل انگیز بداهه هایم را احتیاجی به پاکنویس نیست حرف از پائیز یعنی تماما عشق سراسر آسمان و آفتاب و مهتاب و ستاره یکدامن بادهای پر رمز و راز یک آغوش شعر های نسروده چند دهان فریاد خاطره یعنی من و تو و شعر و زلال _ رود های _ جاری و خش خش _ برگهای _ هزار سخن _ پائیز ... اکتبر 2014 ...///

...///

https://snt151.mail.live.com/?tid=cmqsel0exV5BGqdgAhWtgLrg2&fid=flinbox

نرگسی

یک عمر به کودکی به استاد شدیم یک عمر زاستادی خود شاد شدیم افسوس ندانیم که ما را چه رسید از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم خیام سلام صبح بخیر [گل]

اکبری

باورکن لیلی حافظه ماه را در آب دیده ام ... ******************* چقدر زیبا بود جناب شیدا لذت بردم