با قیمت جان...

 

با قیمت جان

 

شب ماند و من ماندم و مستی ز سرم پرید

نبود به ...شرابی که دوست ز میخانه خرید

به درازا کشید قصه و منتظرم  که باز آیی

می  لب نوشت  با قیمت جان می شود خرید؟

 

 

 

فوریه 2014 .م. شیدا ...///


/ 20 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اکبری

سال‌های سال روی این نیمکت، در همین ایستگاه چشم دوختم به راه تا مسافری.. ... مسافری که هیچ گاه...

اکبری

عشق در زمستـان خفتـه است آنگاه به سراغ تو می آید که دیگر زمستـانی؛ زمستانی تاریک. اندیشه در تو یخ می بنـدد؛ مات و مبهوت به یک سـو می نگری. تو در زمستـانی، و به زمستان می نگری!

اکبری

دل بنا بود که محکم نکند بندش را تا که آغاز کند عشق، فرآیندش را من ِ آلوده تو را سخت بغل خواهم کرد مثل تهران که بغل کرده دماوندش را حل شدن در دل معشوقه که ایرادی نیست چای هم آب کند در دل خود قندش را موقع حج تمتع دل من پیش تو بود چند سالیست که گم کرده خداوندش را تویی آن زن که غزل با همه ی ظرفیتش ناگزیر از قلم انداخته لبخندش را مثل آغوش تو بیگانه طلب خواهد شد اجتماعی که رها کرد هنرمندش را عاقبت آخر یک کوچه زمین خواهد خورد هر که تعقیب کند سایه ی دلبندش را گم شد آن گوهر فیروزه و در نیشابور هر چه گشتیم ندارند همانندش را چقدر ساده تو را داده ام از دست دریغ مثل ایران که ز کف داد سمرقندش را

یلدا

با عطر بهار می خوانمت .. ای مهربان تر از تمامی شعرهای مهربان ... نوروز در راه است برایت سبزی و زندی آرزو می کنم با دلی آکنده از عشق و آرامش و مشقی سرشار از شعر ...

برنادت

بسیار بسیار زیباااا

parsa

ye site tooop baraye kasbe daramad az weblog foqolade khube az hame sita behtare khodam testesh kardam faqat emtehan kon

یلدا

منتظر بو کشیدنِ عاشقانه های تازه از راه رسیده شماییم نازنین شیدا .. [گل]

اکبری

وقتی تو نیستی من مثل ابرهایِ پراکنده می شوم وقتی تو نیستی من از غروبِ غمزده آکنده می شوم وقتی تو نیستی مهتاب های من همه بی نور می شود وقتی تو نیستی خورشید های من همگی کور می شود وقتی تو می روی از من صفا و روشنیِ صبح می رود وقتی تو می روی گویی چراغ ها همه خاموش می شود ای روشنایِ همۀ روزهای خوب ای صبح روشنِ بیگانه از غروب من را غروب غمزده در خواب کرده است بازآ ز راه دور مرا انتظار نور بی تاب کرده است...

اکبری

به درازا کشید قصه .... کاش باز آید...

یلدا

دلتنگ تر از همیشه منتظر عاشقانه ای که ما را بسراید .. - پیدا باش نازنین شیدا [گل]