مرا نمی پرسی...

 

چشم نرگس

 

 

 

کاش همرنگ نگاه تو تمنای مهتابی نمیکردم

چو نرگس خندانت آرزوی آفتابی نمیکردم

کبوتر کبوتر شوق پریدن بود  بال پروازم

کاش خیال باطل . خوش به سرابی نمیکردم

ندانستم که عطر خاطر تو عقل و هوشم میبرد

ور نه زان لب تاکستانی میل شرابی نمیکردم

شد گوارای وجودم مستی و دیوانگی هر دو

میشد از دیده مخمورت خواهش خوابی نمیکردم

اینهمه گل در گلستان    مقبول نیفتاد مرا

نبود ناز نرگست اگر . اینهمه بی تابی نمیکردم

نه تاب سوختنم دادی . نه آب بر آتشم زدی

کاش هوس هیچ  .  آتش و آبی نمیکردم

اینک آتش جفای تو و  دل زخمی شیدا

غیر این اگر می بود میل کبابی نمیکردم 
        
می....۲۰۰۶ /  م. شیدا ...///

 

 

مرا نمی پرسی

 

 

مرا که از تو میگویم هزار هزار ترانه  نمی پرسی

 

مرا که بیاد توام بیکران تا بیکرانه نمی پرسی

 

ترسم بمیرم و  تو   می آیی بر سر ترابم

  

 آنگاه  نتوان خیزم و خوانم ترانه  چه می پرسی؟

 

 

جولای 2013...///

 

 

///...///

 

/ 7 نظر / 7 بازدید
vafa

با سلام انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. اگه با تبادل لینک موافقین منو با اسم پاتوقــ!گــر لینک کنین ممنون

صفورا

اینهمه گل در گلستان مقبول نیفتاد مرا نبود ناز نرگست اگر . اینهمه بی تابی نمیکردم..... هر دوش عالی و با احساس بودند جناب شیدا احسنت[گل]

فریبا

سلام. شعر دوم را بیشتر دوست داشتم انگار حس تازگی شعر بر حس دلنشین بودنش می افزاید گرچه حرفهایی که از دل بر می آید راه گم نمی کند و بر دل می نشیند . [گل]

یلدا

ترانه به ترانه تو را می خوانم.. غزل غزل نت به نت... و سرانجام.... می رسم به تو در کنجِ دنجِ شعری که هر حرفش از تو رنگین است.. خوشحالم این ترانه در شما دویده امیدوارم این حس.. این نو شدن... در شما همیشه ها باشه شیدای نازنینم... درود به تو و مهربانی اهوراییت [گل]

یلدا

آینه های سرشار از تو... و منی که مقابل تو... و بزرگی ات به زانو در میآیم.. مهربان شیدای شاعر این روزهای خشک از شعور شعر را با باران حرفهایت... تر کن

صفورا

ما نه خاااااااااصـــــــــــیم....نه مخاطب خاص داریم.... ما فقط دورمون چندتا رفیق ( آس) داریم.... سلامتی تک تکشون

صفورا

درود بر جناب شیدای عزیز بداهه هاتون هم خواندنی و زیباست سپاسگزارم از حضور مهربانتون[گل]"