استاد محمد رضا لطفی

 

استاد

 محمد رضا لطفی به سرای جاودانه شتافت

 

 آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد...محمدرضا لطفی از ما جدا شد. ملت ایران، امروز در سوگ خاطرات و زندگی عاشقانه‌شان نشسته‌اند، تا جاودانه نغمه‌هایش را بر لب داشته باشند."

http://www.radiofarda.com/content/f1-lotfi-iranian-classical-music-ican-and-master-of-tar-passed-away/25370254.html 

تسلیت به تمام ایرانیان و جامعه موسیقی سنتی
ایران
یاد بادا...ای اصیل...ای ایرانی ...ای آریایی


درود به روان پاکت
 
       نام نامی ات همیشه بر تارک موسیقی ایران خواهد درخشید

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا

روحش شاد و قرین رحمت الهی ..

سحر

تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب بدیناسن خوابها را با تو زیبا می كنم هر شب تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آنگاه چه آتشها كه در این كوه برپا می كنم هر شب تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو كه این یخ كرده را از بیكسی ها می كنم هرشب تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟ كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب بهمنی سلام دوست عزیز - موفق و سربلند باشید روح این هنرمند بزرگ هم شاد ... ممنون از حضورتان

نانسي

سلام...خوبي سلامتي ببخشيد خيلي وقت بود سري نزده بودم ...بهتون ..دلمون پيشتون بود ....و دوستدار هميشه شما هستم ...عزيز دل مايي مويد باشيد و شاد

بابا عظیمی

مهرداد جان یادت هست.. من بودم و تو بودی و هادی و صادق . و جودی و ساناز و سودابه از بوشهر و علی 22 و میترا و هلیدا و حمید و از همه دوستانی تر وبلاگ هاله عزیزم بود و دریا و مامانی هستی و بهار و سارا و ماری و محمد و کمند بانوی شرقی و خیلی از عزیزانی که اسمشان یادم نیست و در جشنهای وبلاکی جاودانی مینوشتیم و هنوزهم تو بعضی از وبلاگها و تو ارشیوشان هست اون جشنها و چه شبها و روزهای قشنگی داشتیم .. دقیقا اگه تو ارشیو همین وبلاگ ساحل ارامش بری یه اپدیتی هست مال جشنواره بین مللی وبلاگ نویسان فکر کنم مربوط به سال 82 یا 83 باشه که اگه بخونی خیلی جالبه و من اونجا بعنوان برترین وبلاگ نویس انتخاب شدم و بعنوان مسن ترین وبلاگ نویس جوایز ارزنده گرفتم از سکه و دامین زایگان تا تقدیر نامه های فراون که میتونی بیایی بخونی و بعدش یواش یواش همه رفتند و فکر کنم چند نفر مونده ان بس ..بحرحال خیلی دوستت دارم و گفتم نمیدونم کمر بند مشگی به رتبه بالاتر رفت یا رهایش کردی چون تو هم ورزشکار بودی و حالا نمیدونم چه میکنی و اما من ذره ذره نوشتم تا الان و قالب وبلاگم را هم همچنان حفظ کردم البته نام ساحل ارامش را خیلی ها اومدن و وبلاگ درست کردن ب

بابا عظیمی

2 --- 'گفتم خیلی ها اومدم و وبلاگ درست کردن بنام ساحل ارامش ولی دوستان از روی نوع نوشته های من و لینک های من و از همه مهمتر قالب وبلاگم منو گم نکردن و امدن پیشم بحرحال لینگ و ادرس وبلاگت فانوس سرگردان و اون ادرس قبلیت را هر دوتا ادرست را لینک کردم وگذاشتم تو ساحل ارامش و شماهم لطف کن حتما لینک ساحل ارامش را بزار...دقت کن بکامنت خصوصی من

صفورا

سلام استاد مهربانی و معرفت ممنون که من رو فراموش نمیکنید دعا کنید شاید در کویر دلم باران بگیرد[گل]

یلدا

روانش شاد ... یادشون تا ابد جاری و سبز ... [گل]

یلدا

پدر شعر من ... شیداترین شاعر همیشه چون سایه بر سر من و نوشتن هایم بودی قدر می دونم که روز پدر رو به وجود نازنینت تبریک بدونم و برات یک عالم آرزوی سبز و شاعرانه کنم امیدوارم هر کجای این زمین هستی ، شاد و سلامت و خوشبخت باشی .... و شاعر روزت مبارک پدر شعر من ، شیدا [گل]

فریبا

سلام روز پدر بر شما بزرگوار خجسته باد [گل]

لیلا

گاهی اگر توانستی ، اگر خواستی ، اگر هنوز نامی از من در سر داشتی نه در دل ! در کوچه تنهایی من قدمی بگذار ، شلوغیه کوچه ظاهریست ، نترس ، بیا نگاهی پرت کن و برو همین . .