از بیکرانه های سکوت...

 

 

از بیکرانه های سکوت...

 

 

 

 

کجای دلم را بگیرم

 

 

که عجیب  سر رفته است

 

 

 

مگر می شنوی ....

 

 

مگر می گذاری ...

 

 

مگر رحم میکنی...

 

 

تا سکوت دلم را برایت بگویم

 

 

از آن سکوت وسیع تلنبار شده در وجودم

 

 

کاش کمی از آن را خبر داشتی

 

 

فقط  قسمتی از آنرا

 

 

همین کافی خواهد بود

 

 

تا مثل سکوتم بی نهایت شوی

 

 


آگست  30  2014...///

///////////////////////////


برای بی حوصله گی ها....

 

 


دوباره که باد بیآید

 

 

از پستان کالش

 

 

یک کوزه شیر می دوشم

 

 

برای تشنگی  بی حوصله گی هایم

 

 


30 آگست 30/ 2014...///

 

 

/ 18 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگسی

سلام [گل]

سوشا

سلام ممنون که بهم سر میزنی...

گذری عاشقانه

درود جناب شیدا و تشکر فراوان بابت لطف همیشگیتون

دایی جان

سلام عمو خیلی دوست دارم

دایی جان

بخدا میومدم نمی شد کامنت گذاشت

نرگسی

سلام [گل] ممنون از راهنمای های زیبای شما جناب شیدا

دريا

يك بار ديگر پاييز امد پاييز با رنگهايش امد زرد نارنجي قرمز قهوه ايي و طلايي ها پاييز را دوست دارم [قلب]

بیدمجنون

چقدر قشنگ بود ممنون که هستی خداروشکر بین این همه آدم غریبه تو انقدر آشنا و نزدیکی

نرگسی

عید را بهانه کنیم تا به همه کسانی که دوستشان داریم سلامی بکنیم ، نام شما در اندیشه و مهرتان در قلب ماست . . . عید قربان بر شما مبارک[گل]

فریبا

بی انتها ترین سکوت را بلندتر می شنوم[گل]