درد پائیز

به استقبال از شعر پائیز دختر نازنین یلدا  جعفری

درد پائیز

 

  

 

میان آب و برگ   چشمان پائیز

 

درختم لخت و سرد  عریان پائیز

 

گرفته باز    دلم    از نعره باد

 

از این شعله های پنهان پائیز

 

چه زخمی خانه کرده گوشه جان

 

تراود آتش    از انبان پائیز

 

 تو گویی شاخه احساس زردم

 

شکست در آینه سوزان پائیز

 

منم میراث بر  _ تلخ جنونش

 

که دردش درد بیدرمان پائیز

 

چه سالها با تو و غمهای غربت

 

سرودم بی صدا از آن پائیز

 

تو هر رنگی  فصل هزار رنگ

 

 منم محتاج هر رنگت  جان پائیز

 

هنوز شیدا شکستن با غمت را

 

به جانش می خرد جانان پائیز

 

اکتبر 2011 . م. شیدا ...///

 

 

 

/ 31 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یلدا

درود دوباره... به شیدای خوبم[گل] و دایی نازنینم[گل].. پس از درگذشت نيما، هوشنگ ابتهاج (سايه) غزلی را با مطلع «با من بی کس تنها شده يارا تو بمان» در رثای دوستش نيما، خطاب به شهريار سرود. شهريار نيز در پاسخ به سايه غزلی با مطلع «سايه جان رفتنی استيم بمانيم که چه؟» سرود. اين دو غزل را بخونيد. با من بی کس تنها شده يارا تو بمان همه رفتند از اين خانه خدا را تو بمان من بی برگ خزان ديده دگر رفتنی ام تو همه بار و بري تازه بهارا تو بمان داغ و درد است همه نقش و نگار دل من بنگر اين نقش به خون شسته نگارا تو بمان زين بيابان گذري نيست سواران را ليک دل ما خوش به فريبی است‌، غبارا تو بمان هر دم از حلقه ی عشاق پريشانی رفت به سر زلف بتان سلسله دارا تو بمان شهريارا تو بمان بر سر اين خيل يتيم پدرا، يارا، اندوه گسارا تو بمان «سايه‌» در پاي تو چون موج دمی زار گريست که سر سبز تو خوش باد کنارا تو بمان هوشنگ ابتهاج (سايه)

یلدا

پاسخ شهريار: «سايه» جان رفتنی استيم بمانيم که چه؟ زنده باشيم و همه روضه بخوانيم که چه؟ درس اين زندگی از بهر ندانستن ماست اين همه درس بخوانيم و ندانيم که چه؟ خود رسيديم به جان نعش عزيزی هر روز دوش گيريم و به خاکش برسانيم که چه؟ آری اين زهر هلاهل به تشخص هر روز بچشيم و به عزيزان بچشانيم که چه؟ دور سر هلهله و هاله ي شاهين اجل ما به سرگيجه کبوتر بپرانيم که چه؟ کشتی ای را که پی غرق شدن ساخته اند هی به جان کندن از اين ورطه برانيم که چه؟ بدتر از خواستن اين لطمه ی نتوانستن هی بخواهيم و رسيدن نتوانيم که چه؟ ما طلسمی که قضا بسته ندانيم شکست کاسه و کوزه سر هم بشکانيم که چه؟ گر رهايی است براي همه خواهيد از غرق ورنه تنها خودی از لجه رهانيم که چه؟ ما که در خانه ی ايمان خدا ننشستيم کفر ابليس به کرسی بنشانيم که چه؟ مرگ يک بار مثل ديدم و شيون يک بار اين قدر پای تعلل بکشانيم که چه؟ شهريارا دگران فاتحه از ما خوانند ما همه از دگران فاتحه خوانيم که چه؟ http://www.irupload.ir/images/mt8a4rww1l1m6n52lur.gif [گل]

یلدا

دیروز جشن مهرگاه بود.. 18مهر... شن دوست و دوستی در ایران باستان.. فکر که کرد دیدم از شما عزیزتر و ماندنی تر در صفحه ی روزگارم نیست.. شیدای عزیزم... دایی مهربانم.. این روز زیبا رو به شما که بهترین روزگارم هستین.... تبریک می گم و آرزو می کنم سایه بودنتون همیشگی باشه.. تنتون سالم... مهرتون پایدار.. کاشکی منم لایق داشتن شما باشم.. قربونتون برم... [قلب][گل]

یلدا

جشن مهرگان!! اشتباه تایپی شد ببخشید.. - دلسرد مي شوم از زمانه نا گاه كه چوب نا مردي بر پيكره ي انسانها وارد مي شود و بر دردهاي هم نوعان خويش لبخند استهزاء بر لبانمان مي نشيند شرم مي كنم از خويشم نمي دانم بار ديگر مي توانم به انسانيت خويش ببالم يا نه[گل]

داش آکل

داش شیدا مثل اینکه هم سلیقه ایم یلدا دایی جان کمند...؟ [گل][گل][گل] http://www.youtube.com/watch?v=ihXYDPoPH1A&feature=related

منم یک آریایی...///

داش آکلم درود لیوان کلیف و جولیا هم یه دورانی داشتند حافظم یاری نمیکنه نمیدونم این یکی رو دیده بودم یانه خیلی ازشون فیلم دیدم خصوصا اون دوبله های قشنگ فارسی و اون تیکه های قشنگی که در زبان فارسی دوبله میشد...اهورایی باشی عزیز .. یلدایی سپاس از مهربانی هات و اون عرب گریز پا هم پیداش نیست...///

عسل

درود .... آخ پاییز پاییز پاییز

یلدا

درود.. مهربان استادم.. شیدای نازنینم.. دایی خوبم.. من امدم ارومیه. یکی از هم اتاقی هام اهل سازی هست و این منو یاد مهربانی های استادم میندازه و دلتنگترم می کنه قربونتون برم.. که حتی ان سر این کره لایتناهی یادتون تو لحظه های بودنم انقدر رقیقه.. دایی جانم.. شیدایی.. دیگه از امدن بانو نامید شدم... واقعا" ناامید شدم . . . . چی بگم دیگه.. حس می کنم معلقم.. شاید بخاطر مسافت زیادی که تو راه بودم هست.. د

داش آکل

داش شیدا عزیز یلدای نازنین کمند بانو گریز پا.. [گل][گل][گل] http://www.youtube.com/watch?v=LOnOfWv7Ol8&feature=related

وحید جوادی

سلام حاتتون خوبه دمتون گرم بچه های با حال