غم عشق...

 

غم عشق

  

غم تو با من و از تو وفادار تر است

گرچه زارم میکشد از تو کم آزار تر است

قلب زخمی مرا   تیغ جفایت بدرید

وانکه میدانی دلش از همه بیمارتر است

جز خیالت نیست در سر و   چشم  _ترم

منتظر تا صبحدم  شبگرد _ بیدار تر است

از چه دل تو    سنگ گشته  ندانم

زخم حرفت از نوک خار  خارتر  است

آنچه شد رنج و عذاب شب و روز

گریه ای کز ناله مرغ سحر زار تر است

هر چه بد پنداری مرا  دوست عزیز

دل برایت از همه غمخوار تر است

برگ و بار عشق ما    از سالهاست

اگر انصاف دهی  هر سال پربار تر است 

حرف شیدا  گر  شنوی   از گوش جان

 نشان_ عشق دارد رهش هموار تر است

آبانماه 92...///م.شیدا

 

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گذری عاشقانه

روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت روزي كه كمترين سرود بوسه است و هرانسان براي هرانسان برادري‌ست روزي كه ديگر درهاي خانه‌شان را نمي‌بندند قفل افسانه‌ای‌ست و قلب براي زندگي بس است روزي كه معناي هرسخن دوست داشتن است تا تو بخاطر آخرين حرف به دنبال سخن نگردي

فریبا

سخن از شور قلب که می شود واژه لنگ می اندازد و اسب خیال می تازد [گل]

گذری عاشقانه

چرا تا شکفتم چرا تا تو را داغ بودم، نگفتم چرا بی‌هوا سرد شد باد چرا از دهن حرف‌های من افتاد

گذری عاشقانه

من از نگاه ماهی در تنگنای تنگ بی‌تاب می‌شوم وز شرم این ستم که بر این تشنه می‌رود انگار پیش دیده‌ی او آب می‌شوم ...

...///

چندان که گفتم غم با طبيبان درمان نکردند مسکين غريبان آن گل که هر دم در دست باديست گو شرم بادش از عندليبان يا رب امان ده تا بازبيند چشم محبان روی حبيبان درج محبت بر مهر خود نيست يا رب مبادا کام رقيبان ای منعم آخر بر خوان جودت تا چند باشيم از بی نصيبان حافظ نگشتی شيدای گيتی گر می‌شنيدی پند اديبان ....../////////

یلدا

تمام راه... با عشق... به هرکجای جهان هموارتر است درود بر قلب تپنده و عاشقت شیدا

رضا

سلام خسته نباشی وب جذابی داری خوشم اومد.دوس داشتی به منم سری بزن[گل]

یلدا

سفر بخیر مسافر همیشه ی ماه.. فانوس چشمت... روشنای این روزهای شعر است همیشه بمان و همیشه در سفر ِ آمدنها باش... مهربانیِ تو را حدی نیست شیداترین شیدا با چه زبان شعر و شعورِ تو را وصف کنم، نمی دانم... [گل]

بیدمجنون

جز تو هیچ میزبان مهربان نان و گل به میهمان نمی دهد ناامیدم از زمین و از زمان پاسخم نه این نه آن نمی دهد خواستم که با تو درد دل کنم گریه ام ولی امان نمی دهد

بیدمجنون

سفرت به خیر اما چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را...