غربت سرد...

 

به داش آکل عزیزم...

      غربت سرد...

 

 
 
 
مرنــــــــــجانم که در غربت اسیرم



به چنگ سوز و سرما لخت و عورم



چه گویم از روزگـار نامـــــــــــــرادی


شدم خسته امان از بخت شورم


ترا گویم حرفی ز آن شیرین مثالها


که با غربت چو یک کارد و پنیرم


به یک سر چوب چوگان دست غربت


زند چوبم به هر سو گویی کورم


همی گویند دوستان غصه سر آید


خودم دانم خوراک مار و مورم


شکایت از که دارم دادستان کو ؟


مـــرا بی همزبانی کرده پیـــرم


بیا یک  دم سراغم همدمم شو


ببین از جمع جانان خیلی دورم


دلا دیـــــدی آخـر آن عاقبتــــها


چه حاصل نفسی  زنده بگورم


ز غمهاهرچه داری عیان کن نازنینا


منم چون تو پریشان لیک صبورم


بگو هم از  وطن (بانو ) آن گل مهتاب


که غیر نام او از همه سیرم


نداند کس دل شیدا چه سان ست


مثال کودکی . من .هنوز تشنه شیرم

 

may  2008  m. sheyda ...///

 


اگر میخواهید دوستتان بدارند . دوست بدارید و دوست داشتنی هم باشید
                                                    (بنیامین فرانکلین )

/ 8 نظر / 7 بازدید
داش آکل

نه ذوق نغمه نه آزادی فغان دارم چه سود از آنکه به شاخ گل آشیان دارم نه زیب محفل انسم، نه زینت جمعم من آن گلم که نه گلچین، نه باغبان دارم زماجرای دل آتشین خود چون شمع بسی حکالیت ناگفته بر زبان دارم ز دور عشق، که چون ابر نوبهار گذشت به یادگار همین چشم خون فشان دارم هنوز یاد تورا، ای چراغ روشن عشق چون شمع مرده به خلوت سرای جان دارم نصیب دشمنم از گردش زمانه مباد غمی که من به دل از جور دوستان دارم متاع صدق و صفا را، به هیچ نستانند از آن د کان که به بازار عاشقان دارم شکوه صبح سعادت قرین یک نفس است من این پیام، به دل های کامران دارم جزآنکه تازه کند درد و داغ دیرین را دگر چه حاصلی از گردش زمان دارم

ماتیلدا

سلام خان عموی عزیز... باز هم زیبا سرودید... عمو جون باور کنید این روزا خیلی سرم شلوغ شده...اما تمام سعیمو میکنم که بیام نت... من و ببخشید که دیر سر زدم ... اما 2 بار اومدم نت که سری به همه بزنم ...هر کاری کردم وبلاگ شما باز نشد... یک بار هم اومدم و نظر دادم اما تا ارسالش کردم پیج حذف شد!!!!![ناراحت] ... دایی حمید هم که فرمودید... من ایشونو تنها نذاشتم به خدا... خواهر زاده که زیاد بشه مصیبتم شروع میشه!!!![نیشخند] بهاری باشید خان عموی مهربون[گل][خداحافظ]

بی رنگ

غربت به مکان بسته گی ندارد ! و من به معنای غربت ایمان آوردم بی حوصله تر از آنم که حتی روده درازی کنم . بزرگوار ، درود و بدرود .

دایی جان

سلام خان عمو ...فدات شم خان عمو ... اون ادرس عربه اشکال داشت ...خان عمو اگه ادرس جدیدی ازش داری بهم بگو جای دوری نمیره

دایی جان

ای خان عمو عزیز ... اون زمانی که خواهر زاده ها از سرو کول من بالا می رفتند تموم شد ..تموم... انگاری منو سر هیچ راهی ندیدن ...اصلا تحویل محویل نمی گیرن خان عمو

دایی جان

ای خدا به هر كس كه دوست می داری بياموز كه عشق از زندگی كردن بهتر است ، به هر كس كه دوست تر می داری بچشان كه دوست داشتن از عشق برتر .خدايا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مكشان . اضطراب های بزرگ ، غم های ارجمند و حيرت های عظيم را به روحم عطا كن ، لذت ها را به بندگان حقيرت ببخش و دردهای عزيز را بر جانم بريز .

دایی جان

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام ، من بناي آرزوها را زهم پاشيده ام ، آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام ، در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام

ماتیلدا

[گل]تقدیم به خان عمویی... خوش به ال داش آکل که خان عمو مهرداد براش شعر سروده....[گل][گل][گل] ×××××××××××××××× وای که چقدر دل این خان دایی خون ه از دست خواهر زاده هاش... [چشمک]