اوچو میخواهد

 


 او
چو میخواهد


 

  

 


مرگ  ما را دوست چون میخواهد آسان می شود



هجر ما را چون یار خوش دارد اینسان می شود



جام زهر چون او بنوشاند چو شهد و شکر است
 


کفر   بر روی  بت دردانه   ایمان می شود



در وفا و یکدلی ما را دلی در خور اوست



بیوفایی چون مرام اوست احسان می شود


 
من ندیدم عاشقی معشوق را گریان کند



اشک را او چون فراخواند.پسند .آن می شود



از وفا بندی به گردن . تا قیامت می کشد



جورجانان بین که تا سر حد زندان می شود



خواند ما را سوی خود چون یوسف اندر پرده شد


 
بوی پیراهن چو آید درد درمان می شود


 
ناز را او چون بیآید بس کشیدن می توان


 
رنج را چون او پسندد ز  نیت جان می شود

 


غربت ما را چو او خواهد چه جای شکوه است


  
گر مرا لایق بداند جانم ارزان می شود


 
من فدایش با دل و جانم که او را می سزد


 
جای پایش روی چشمانم  چو مهمان می شود


فروردین     1380...///افسانه
شیدا

 

 

 

 

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یلدا

[قلب] دروود.... درود به خانواده ي هنرمند شيدا چقدر استادانه بود يادم مياد پاييز هم از ايشون شعري گذاشته بودين ولي.... اين معركه بود... و چقدر عالي و موزون سرودن بوسه مي زنم دستهاي خواهر هنرمندتون و تقاضا مي كنم بازهم از سروده هاي زيباشون توو وب بذارين الحق كه خانوادگي هنرمندين و چقدر خوشبختم كه شمارو دارم[گل]

یلدا

خواند ما را سوی خود چون یوسف اندر پرده شد بوی پیراهن چو آید درد درمان می شود . . . غربت ما را چو او خواهد چه جای شکوه است گر مرا لایق بداند جانم ارزان می شود.... - عالي بود... مرسي كه مهمانمون كردين به اين سروده ي زيبا [گل][گل][گل]

آرمینه کاظمی سنگدهی

سلام مهربان بزرگوار از سروده ی زیبایتان لذت بردم موفق باشید و شاد روزهایتان لبریز عشق گل][گل][گل]

بیدمجنون

تو که نیستی خیال کن که دیگه هیشکی باهام نیست...

داش آکل

شیدا بیمارستان؟؟؟ نازنین فیس بوک که نمیای ایمل جواب نمیدی کجایی نازنین

داش آکل

کاملن این دستگاه رو میشناسم شما مثل اینکه دوتا فیس بوک اونی که عکست با بهروزه رفتم اسم من عکس من میان دوستان بود یلدایی آره میهمانداری میکنه [گل][گل]

داش آکل

درود به عزیزان هر سه گل من [گل][گل][گل] http://www.youtube.com/watch?v=ox9_Tw1VbZc

یلدا

در سفر گمشدن هنوز در سفرِ گم شدن ، دياري هست ، براي گوشه گرفتن ، کنارِ ياري هست همه هواي کوهم مرا چه مي بندي سزاي صحبتِ ديوانگان ، دياري هست هنوز در سفرِ گم شدن ، دياري هست ، براي گوشه گرفتن ، کنارِ ياري هست همه هواي کوهم مرا چه مي بندي سزاي صحبتِ ديوانگان ، دياري هست سياه شد ، نفسِ خانه از دمِ تکرار سياه شد ، نفسِ خانه از دمِ تکرار سياه شد ، نفسِ خانه از دمِ تکرار براي تازه شدن حرف جويباري هست هنوز در سفرِ گم شدن ، دياري هست ، براي گوشه گرفتن ، کنارِ ياري هست همه هواي کوهم مرا چه مي بندي سزاي صحبتِ ديوانگان ، دياري هست به پيشِ چشمِ تو با خويش مي توان گفتن به پيشِ چشمِ تو با خويش مي توان گفتن ملولِ کوچه ي آيينه ها غباري هست خواننده:شادروان محمد نوری http://up.vatandownload.com/images/rpjybsx5b2j7k7iv0qci.gif [گل]

منم یک آریایی .../// برای همه یارانم

گر بگویند که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی میدهند کاری هست hahora sayehbane shoma bad ...///

سهیل

یکنفر در همین نزدیکی ها چیزی به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است ... خیالت راحت باشد آرام چشمهایت را ببند یکنفر برای همه نگرانی هایت بیدار است یکنفر که از همه زیبایی های دنیا تنها تو را باور دارد ...