نرگس آذین...

 

نرگس آذین...

 

 

سوزم در آتش عشق تو آسمانی تر

دو صد فریاد عاشق از گلویم آنچنانی تر

من و دل در حر یق آب و آتشها

از این خوشتر نبینی سوختنی را دیدنی تر

سخن بی پرده گوید دل از دیوانه بازیها

حدیث رسوایی خویش با زبانی گفتنی تر

گریه ها دارد دیده بیرون از حصار خنده اش

در بهار بی برگ و بارم . ریشه خشک رستنی تر

به سوگ مرگ لبخندم نشستم تا همیشه

خدایا کی خنده آید بر لبانم ماندنی تر

وضو سازم هر سحر گاه از نسیم کوی او

سرم بر سجده یادش نمازش خواندنی تر

صبح نرگس آذینم ز چاک گریبانم پیداست

نداری سر یاری ؟ خدا را مهربانی تر

به تمنایت بانو . سوخت خرمن جان شیدا

ندیدی در جهان همچون دلی را سوختنی تر

اپریل 2005...///

/ 4 نظر / 12 بازدید
آرمینه کاظمی سنگدهی

سلام بزرگوار لذت بردم و آموختم درضمن صمیمانه دعوتید به جشن تولدم منتظرم[گل]

داش آکل

شیدای نازنین یلدای عزیز کمند بانوی گریز پا [گل][گل][گل] شیدا جان از یلدا خبری نیست..؟ شما میدونی چرا..؟ همیشه به یادتونم...

بیدمجنون

...