آهوی وحشی ...


آهوی وحشی ... 

 

http://www.youtube.com/watch?v=xM94gegd2gE


http://www.guitarineh.com/Lyrix/Mp3/Gharyeh.mp3

10074020.jpg

 

وحشی آهو


مگر


نجیب چشمانت را

در کجای جنگل پنهان کرده ای


کاین چنین


                      برای عاقبت نگاهم


                                             هراس میکاری
و سر انجامم را

                               به تهی بودن باد می سپاری


ایکاش (شاید) نبود 

                          باز دوباره دیدن چشمانت 


بی تو


 باد بیرحم هزار تکه ام میکند ...

جولای دوهزار و شش ...///

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داش آکل

داش مهرداد سلام خیلی با محبتی دلم از خیلی روزا با کسی نیست تو دلم فریاد و فریادرسی نیست یادش به خیر http://www.youtube.com/watch?v=xM94gegd2gE http://www.guitarineh.com/Lyrix/Mp3/Gharyeh.mp3 http://foto.ir/Photos/Gallery/26607.jpg

بیدمجنون

بی حرمتی است پا نزدن به بساط عقل...وقتی که عشق اینهمه اسرار می کند...

ساروی ریکا ...///

داش آکلم ...بد جور منو گرفتی مشتی ... حرفامون چه با هم جوره ...سلیقه هامون چقدر بهم نزدیکه ... خیلی دلم میخواد ببینمت باور کن...///

داش آکل

چی شده داشی باز ما گفتیم قربون اون چشای بادومیت برم هوای بادوم زد به سرت.[چشمک] راستی قسمت خصوصی رو میخونی یا نه خیلی آقایی.....

ساروی ریکا ...///

نمیدونستم بابا الان میرم برم ببینم چه خبره داشی ؟

داش آکل

در اینجا چه حجمی ست از آسمانی که از آنِ من نیست ! و در چشمها چون نگاهم می افتد به عکسی که باید خودم باشم آرام می پرسم از خود که "این کیست؟". حضوری دگرگونه دارم و گاهی که گم می شوم درغیابِ خودم ، چهره یی هستم از ابر با قطره آهی که برگونه دارم .

ساروی ریکا ...///

سلام داشی عزیز .... برام امکان این نیست که بتونم جواب اون حرفای خصوصی رو بدم . خودت بهتر میدونی ..چون .نه آدرسی نه آی دی نه هیچی ازت ندارم ...خب یه فکری بکن میخوام باهات حرف بزنم از چیزهایی که خودت هم میدونی پس منتظرم عزیز ...///

داش آکل

داشی نمیدونم این قطعه رو از کجا دزدیدم حرف دل منه زده.... در انتهاي ذهن مُشَوّش خود کلمات را تحت تعقيب قرار مي دهم ! نه واژه ايي ميآبم که شرح حالي باشد نه جمله ايي که تسکين اين دلِ پاره پاره ... غم نويس نيستم فقط گاه و بي گاه آب و هواي دل را مکتوب مي کنم ... همین ! ... حالا اگر آسمان دل هميشه سرخ و کبود و غم گرفته است ، چه کنم !؟ ... با اين حال اين سرخي و کبودي آسمان دل را از خاکستري جنس آدمي بارها و بارها دوست تر دارم ... با اين حال گاه و بي گاه لال مي شوم که نکند دلي بلرزد ... نکند اشکي جاري شود ... نکند دلي آزرده ... حال بانگ هايي که هميشه در درونم در ذهنم مرا صدا مي زنند آيا مي دانند ؟ مي دانند که صاحب اين دل پاره پاره براي پرواز ، پر پر مي زند ... گاهی سری به پستو هم بزن... بزار حالم بهتر بشه باهات تماس میگیرم عزیز[گل]

ساروی ریکا ...///

تا هر حکی باشه صبر میکنم داشی ... مگه نمیدونی منم از جنس غمم مثل خودت شاید هم بدتر از خودت ... خواهی دید اونوقت بهم حق میدی ...قربون مرامت ...///