ترانه های ساده روستایی ...


ترانه های ساده  روستایی





لحظه ها را باور میکنم

اگر که نسیم بیاید

    ازسمت نوازش کردن گیسویت

شعر هایم منجمد شده اند

                            در حنجره یخ زده قلمم

نفس های گرم بهار ی تو کجاست

بوی گلبرگهای سپید کوچه باغهای نارنج

بوی صمیمی و نمناک جنگلهای شمال

رنگهای خیره کننده نیلوفران آبی مرداب

سکوت روستایی کلبه کوچک من

شکوه نیزاران پشت کلبه ام

 رمز و راز آفتاب و مهتابش

جیرجیرکها و پروانه ها .سنجاقکها و پرنده ها

پل سمت غروب خانه .   جوی روان سوی شالیزارن

نه...  شعرهایم منجمد شده اند

                        در حنجره یخ زده قلمم

این غربت تلخ زمستانی

                    همه چیز را به انجماد رسانده است

نفس گرم بهاری تو کجاست

لاله ها ...سرخسها ...گلپونه ها...

زردکیجا...نعنا...چشمه ...

آب بندان ...جلبک...نیلوفران سرمست

تمشکهای پاکیزه پرچین ها

نان داغ تنور و شیر تازه

نفس باران خورده تو

و مهربانی بی قید و شرط روستاییان

باری دیگر برای  لمس کردنت ای سکوت جاودانه

آرزوی پرواز دارم...

پر پروازم بده

آری  ...پر پرواز...


ژانویه 2011 م. شیدا ...///





 

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرد پاییزی

خوشا به حالت، ای روستایی چه شاد و خرم، چه باصفایی...

مهران

پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی است...[گل][گل] آپم.

عسل

درود...پر پروازم را چه کسی بود که چید ...به روزم گرامی....سبز باشی واهورایی

یلدا

خوبی نازنین شیدا؟[گل] دلم تنگتون شد استاد خوبم... اینجا روزگارِ ساکنی جریان داره! دورترها روزگار چطوره؟ بانو[گل] چرا هنوز نیستی...؟ می دونی کمندم...از فکرِ اومدنت چه شادیها که توو قلبم دویده بود... اما انقدر کوتاه بود امدنت که شبیه تبی تند توو خاطرم موند.. فدای چشات بانو... بیا پیشمون...بخدا که برگردی شیرین می شه این دقایق داش آکل؟[گل] کم پیدایی...! خیلی وقته منتظر رد پای مهربونیات توو وب شیدا هستم میایی و میری... آروم و بی صدا اینجا کسایی هستن که دوستون دارن... فراموشِ لحظه هامون نمی شه مهربونیات بیا و از خودت بگو... از اوضاع قلبِ گرمت برامون حرف بزن... نازنینی داشی مهربونم.. شادیتون آرزوست..

داش آکل

یلدای عزیز خیلی با محبتی همین دورو ورا هستم همیشه میام نوشته های زیبای شیدا نازنین و یلدای مهربون را میخونم و لذت میبرم ولی خودم مسخ شده ام محبت کنید و احازه دهید مدتی خواننده باشم قربون مهر و محبت همتون اما کمند مهربان ما ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی چون جان و دل ببردی خود را تو درکشیدی ما را چو سایه دیدی از پای در فتاده جانا چو سرو سرکش از سایه سر کشیدی چون سیل در کهستان ما سو به سو دوانه اندر پیت.... تو خیمه سوی دگر کشیدی [گل][گل][گل][ماچ]

یلدا

درود... همین که می دونم هستی... همین که توو لحظه های نیاز حضور داری کفایت می کنه داش آکل نازنینم ممنون بخاطر لبخندی که توو مهربونیت پاشیدی و من...از پشت کوچکترین دریچه ی دنیا که متعلق به منه رد لبخندتو زدم... به امید روزهای عالی... اوقات به کام...

یلدا

تقدیم به مهربانان جاوید قلبم شیدا[گل]..کمند[گل]...و داش آکل[گل] پرِ پرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت دُرناها و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماه تاب پارو می کشند، خوشا رها کردن و رفتن! خوابی دیگر به مردابی دیگر! خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریائی دیگر! خوشا پرکشیدن، خوشا رهائی، خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهائی! آه، این پرنده در این قفسِ تنگ نمی خواند. شاملو[گل]

ساروی ریکا ...///

داشی سپاس بعد مدتی قدم گرما بخش تو این کلبه سرد تنهایی را صفا بخشید دمت گرم و سرت سلامت یلدایی مهربانم بی نهایت سپاس من دو روزی بود که کامنتدونی من کار نمیکرد البته اینو باید از پرشین پرسید مشکل از من نبود امروز که اومدم با یاد داشتهای زیباتون مواجه شدم خوشحالم اهورامزدایی و آتشکده ای بمانید مخلصتان...///

پراکنده گویی های یک ذهن تب زده

باری دیگر برای لمس کردنت ای سکوت جاودانه آرزوی پرواز دارم... پر پروازم بده آری ...پر پرواز... عالی ...[گل]