پریشانتر از زلف تو

برای  بانوی همیشگی شعر هایم

 

پریشانتر از زلف تو

 

 

  

 

نمی آیی  با ما جفا هـــــم بکنی

در عهد ــ  و فا خطاهـــــــــــم بکنی

دوای ــ درد نکردی دردی دگر دهی

که ام  ز سر در گمی جدا هم بکنی

ز اشک ــ خون دریاست دامن ــ صبرم

نمیآیی نگاه .محض رضای خدا هم بکنی

ز فتنه ــ نــــگاهت هر چــه باید  دیــــدم

با نگاهی دگر به طوفان رها هم بکنی

روزهای ــ غربتم از حضورت خالی است

بی خبر رفتی که مرا . تنها هـــــم بکنی

بی تو روز و شب را مو به مو گشته ام

بی نشان چنانی که فکر فردا هم بکنی

ز آتش فکندنت بجان . سوختم و خاکسترم

بسوزان از نـــــــو که رســــوا هم   بکنی

پریشانتر از زلف ــ تو بر دست ــ بادم بانو ...

بیا باز خون به دل ـــ  شیــــــــدا هم بکنی

 

آگست دوهزار و هشت .../// 

گاهی  همه چیز را برای همیشه از یاد مبر

شاید  دل  بیقراری در انتظارش

روز و شب را می کاود مو به مو ...

/ 7 نظر / 16 بازدید
صفورا یال وردی

پریشانتر از زلف ــ تو بر دست ــ بادم بانو ... درود بر احساستان جناب شیدا بسیار زیبا بود پایدار باشید گرامی[گل]

راوی پاییز

فوق العاده: بی تو روز و شب را مو به مو گشته ام

بیدمجنون

دلم لک زده بود واسه این احساس بی غل و غشت احساسی پاکع در شعری زیبا تبریک میگم به این همه زیبایی

مینا

سلام؛من م سازش هستم وبلاگت را دیدم خوشم اومد یه سری به سایت من بزن برات مفیده منتظرتم عزیزم

فروغ حیدری

سلام دوست خواندم فراموشی شاعرانه ت را ... دعوتی به سمفونی خاموش [گل]

یلدا

وقتی این گل واژه ها از بابا مهرداد من باشه... خوندنی تریت ترانه ست. ممنونم .... با خوندنش هزار هزار دلتنگی و ترانه و تحسین سرازیر دلم شد. زیبا بود. ممنونم من تا چند وقت دیگه بعد از امتحانام میام... میام واسه موندن و هرگز نرفتن دلم بی نهایت برای اینجا... شما... دایی جونم و دوستام تنگ شده ممنون که فراموشم نکردین... اگه نیستم... دلیل بر فراموشی نیست قلب آدمهاست که فاصله رو تعیین می کنه روزگلرت اهورایی پدر بی نهایتم شیدا